سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
asaldatcom
در گذشته مرا برادرى بود که در راه خدا برادریم مى‏نمود . خردى دنیا در دیده‏اش وى را در چشم من بزرگ مى‏داشت ، و شکم بر او سلطه‏اى نداشت ، پس آنچه نمى‏یافت آرزو نمى‏کرد و آنچه را مى‏یافت فراوان به کار نمى‏برد . بیشتر روزهایش را خاموش مى‏ماند ، و اگر سخن مى‏گفت گویندگان را از سخن مى‏ماند و تشنگى پرسندگان را فرو مى‏نشاند . افتاده بود و در دیده‏ها ناتوان ، و به هنگام کار چون شیر بیشه و مار بیابان . تا نزد قاضى نمى‏رفت حجّت نمى‏آورد و کسى را که عذرى داشت . سرزنش نمى‏نمود ، تا عذرش را مى‏شنود . از درد شکوه نمى‏نمود مگر آنگاه که بهبود یافته بود . آنچه را مى‏کرد مى‏گفت و بدانچه نمى‏کرد دهان نمى‏گشود . اگر با او جدال مى‏کردند خاموشى مى‏گزید و اگر در گفتار بر او پیروز مى‏شدند ، در خاموشى مغلوب نمى‏گردید . بر آنچه مى‏شنود حریصتر بود تا آنچه گوید ، و گاهى که او را دو کار پیش مى‏آمد مى‏نگریست که کدام به خواهش نفس نزدیکتر است تا راه مخالف آن را پوید بر شما باد چنین خصلتها را یافتن و در به دست آوردنش بر یکدیگر پیشى گرفتن . و اگر نتوانستید ، بدانید که اندک را به دست آوردن بهتر تا همه را واگذاردن . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :1
بازدید دیروز :1
کل بازدید :1048
تعداد کل یاداشته ها : 2
28/2/91
9:23 ص

میگن گل بابهارمیاد..بد هم نگفتن..آخه توی شهر خراب شده گرم من  فقط با بهار گلها میان..ولی ازوقتی تورو شناختم نظرم عوض شد..تو گل منی وهمیشه بامن..باتو بهار میاد...÷س بیصبرانه منتظر بهارم تا بیای  سال نو مبارکبووووس


25/12/90::: 12:59 ع
نظر()
  
  

هرروز که بیدارمیشوم با عشقی بی انتها به کودکم نگاه میکنم که درخواب ناز لبخندی زیبا برلب دارد.واز صمیم قلبم دعامیکنم:خداوندا این لبخندزیبا را از  مادران مگیر  .....واین گرمای محبت را در دلمان جاودانه کن....


24/3/90::: 11:8 ص
نظر()